تبلیغات
خون اشام ها و گرگ نما ها شاید افسانه فرازمینی ها حقییقت داشته باشند - ۵ گزارش با خون آشام ها
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

۵ گزارش با خون آشام ها

۵ گزارش از رویارویی با خون آشام ها

داستان هایی که درباره ی خون آشام ها نقل می شوند، جدای از این که حقیقت داشته باشند یا نه، همواره با جذابیت های دلهره آوری همراه بوده اند. این موضوع، دست مایه ی آثار خلاقانه و هنرمندانه ی بسیاری شده است، از دراکولای برام استوکر گرفته تا تابلوی خون آشام ادوارد مونک. در اینجا پنج روایت از رویارویی با خون آشام ها ارائه گردیده که ممکن است ریشه هایی در حقیقت داشته باشند.

چنانچه مایل هستید درباره ی حقیقی یا خیالی بودن خون آشام ها اطلاعات بیشتری کسب کنید، می توانید به مطلب «خون آشام ها، تخیل یا واقعیت؟» مراجعه نمایید.

 

آرنولد پاول(Arnold Paole) و خون آشامی


جسد آرنولد پاول

آرنولد پاول یک قانون شکن صربستانی بود که بعد از مرگش در سال ۱۷۲۶ خون آشام شد. گفته می شود او دست کم ۱۶ نفر را در دهکده ی خود، مدوئگنا، کشته است. این دهکده در کنار رودخانه ی موراوا و در همسایگی شهر پاراسین قرار دارد. دلیل اهمیت این مورد از رویارویی با خون آشام، دخالت مستقیم مقامات اتریشی و مستندسازی مأمورین و پزشکان صربستانی است. این افراد وجود خون آشام ها را تأیید کردند و بیشتر گزارش های تهیه شده از این مورد، توسط دو پزشک ارتش اتریش به نام های «گلیزر» و «فلاکینگر» تهیه شده اند.

 

 

۵ گزارش از رویارویی با خون آشام ها

داستان هایی که درباره ی خون آشام ها نقل می شوند، جدای از این که حقیقت داشته باشند یا نه، همواره با جذابیت های دلهره آوری همراه بوده اند. این موضوع، دست مایه ی آثار خلاقانه و هنرمندانه ی بسیاری شده است، از دراکولای برام استوکر گرفته تا تابلوی خون آشام ادوارد مونک. در اینجا پنج روایت از رویارویی با خون آشام ها ارائه گردیده که ممکن است ریشه هایی در حقیقت داشته باشند.

چنانچه مایل هستید درباره ی حقیقی یا خیالی بودن خون آشام ها اطلاعات بیشتری کسب کنید، می توانید به مطلب «خون آشام ها، تخیل یا واقعیت؟» مراجعه نمایید.

 

آرنولد پاول(Arnold Paole) و خون آشامی


جسد آرنولد پاول

آرنولد پاول یک قانون شکن صربستانی بود که بعد از مرگش در سال ۱۷۲۶ خون آشام شد. گفته می شود او دست کم ۱۶ نفر را در دهکده ی خود، مدوئگنا، کشته است. این دهکده در کنار رودخانه ی موراوا و در همسایگی شهر پاراسین قرار دارد. دلیل اهمیت این مورد از رویارویی با خون آشام، دخالت مستقیم مقامات اتریشی و مستندسازی مأمورین و پزشکان صربستانی است. این افراد وجود خون آشام ها را تأیید کردند و بیشتر گزارش های تهیه شده از این مورد، توسط دو پزشک ارتش اتریش به نام های «گلیزر» و «فلاکینگر» تهیه شده اند.

 

پیتر پلوگویوویچ(Peter Plogojowitz)


پیتر پلوگویوویچ دهقان در دهکده ای به نام کیسیلوا در صربستان زندگی می کرد. وی در سال ۱۷۲۵ از دنیا رفت. پیتر بعد از مرگ به خون آشام تبدیل شد و نه تن از ساکنان دهکده ی کیسیلوا را به قتل رساند. پرونده ی خون آشامی پیتر پلوگویوویچ مستندترین پرونده در رابطه با خون آشام ها می باشد. اسقف اعظم، فرامبالد، که گماشته ی دولت اتریش بود، این مورد را گزارش کرد. بعد از مرگ پیتر پلوگویوویچ، نه نفر به طور ناگهانی جان سپردند و گفته می شد آن ها توسط پلوگویوویچ به قتل رسیده اند. همسر وی به خبرنگاران گفته بود که شوهرش پس از مرگ به ملاقاتش آمده و کفش هایش را می خواسته است. وقتی جسد پیتر توسط کشیش محلی و ساکنان کیسیلوا بررسی شد، معلوم گردید که جسد متلاشی نشده است. موهای سر و ریش بلند شده، “پوست و ناخن ها سالم بودند”. تمام این ها، نشانه هایی از تبدیل شدن به خون آشام است.

 

حمله خون آشام ها به شهر ارواح


در سال ۱۸۹۹ در کاریبو، آلاسکا طلا کشف شد و در مدت دو سال، بیش از سی هزار نفر در جست و جوی خوشبختی در این شهر کوچک سکنی گزیدند، اما هنگامی که طلا در سال ۱۹۰۱ تمام شد، کاریبو به شهر ارواح بدل گردید. چهل و یک سال بعد، یک گروه ده نفره از مهندسان نظامی برای ساختن بزرگراه آلکان به کاریبو آمدند. بزرگراهی برای پیوند دادن آلاسکا به ۴۸ ایالت آمریکا.

در شب سیزدهم ژوئن سال ۱۹۴۲، مرکز فرماندهی طرح در وایتهورس کانادا، یک پیغام فوری از کمپ کاریبو در یافت کرد. مردی که به نظر وحشت زده می رسید، از حمله ی خون آشامان خبر می داد. یک تیم حمله از سیاتل اعزام شد تا به بحران خون آشامان رسیدگی کند. آن ها تمام خون آشامان اطراف کمپ و معدن طلا را که باعث آزار دیگران بودند، کشتند.

آزمایشاتی بر روی لباس ها و وضعیت خون آشامان ساکن معدن طلای متروک انجام گرفت، نشان داد که پنج تن از خون آشامان به احتمال زیاد در دوران جویندگی طلا در کاریبو بین سال های ۱۸۹۹ تا ۱۹۰۱، مبتلا شده و تغییر ماهیت داده اند. این خون آشامان به نحوی توجیه ناپذیر پس از چهل سال خواب دوباره به زندگی بازگشته بودند.

 

زن برزیلی و خون آشام


در اکتبر سال ۱۹۷۷، یک زن برزیلی به نام کلودومیرا پایکسائو(Claudomira Paixao)، به دلیل تابش نوری خیره کننده از پنجره ی اتاقش از خواب بیدار شد. سپس مردی میان موجی از گرمای شدید پدیدار گردید و خون کلودومیرا را با یک سرنگ خارج کرد. زن نگون بخت قادر به سخن گفتن و فریاد زدن نبود. عاقبت، موجود وهم انگیز به طرزی ناگهانی ناپدید شد. خانم پایکسائو سپس برای درمان سوختگی هایش به بیمارستان منتقل گردید.

 

فردریک و خون آشام ها


یک روز بعد از ظهر در ماه جولای سال ۱۹۶۸، جنینگز فردریک(Jennings Frederick) در اطراف ریوسویل، ویرجینیای غربی در حال شکار بود که صدایی او را این گونه مورد خطاب قرار داد: «من دوست هستم. من به دنبال صلح هستم. کمک پزشکی لازم دارم. از شما درخواست کمک دارم.» جنینگز احساس کرد چیزی بازویش را گرفته، و هنگامی که برگشت، با یک شبه انسان سبزچهره و عجیب رو به رو شد.

شبه انسان، جسمی به نازکی ساقه ی درختان و بازوانی لاغر همچون ریشه پیچک داشت. او بازوی فردریک را با انگشتان سوزن گونه اش سوراخ کرد و خونش را خارج ساخت. سپس چشمانش قرمز شدند و با چرخش خود، فردریک را به خواب بردند. این موجود وحشتناک پس از آن که تشنگی اش را فرونشاند، قربانی خود را رها کرد و با گام هایی بلند دور شد.



نوشته شده توسط :پویا معزی
سه شنبه 12 مهر 1390-10:41 ق.ظ
نظرات() 

Carri
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 02:02 ق.ظ
you're in reality a excellent webmaster. The website loading
velocity is amazing. It sort of feels that you are doing any unique trick.
Also, The contents are masterpiece. you've performed a
great process on this topic!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر